الشيخ فاضل اللنكراني

404

جامع المسائل (فارسى)

سؤال 1532 : در عقدنامه‌ها دو بند زير ذكر شده است : الف - ضمن ( ) زوجه شرط كرد هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخيص دادگاه تقاضاى طلاق ناشى از تخلف زن از وظايف همسرى يا سوء اخلاق و رفتار وى نبوده ، زوج موظف است تا نصف دارايى موجود خود را كه در ايام زناشويى با او بدست آورده يا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل كند . ب - ضمن ( ) زوج به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكيل غير داد كه در موارد مشروحهء زير با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز از دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق ، خود را مطلقه كند . و نيز به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكيل غير داد تا در صورت بذل از طرف او قبول بذل كند . سؤالات زير در اين رابطه مطرح است : 1 - آيا بند ( الف ) و ( ب ) شرط فعل است يا شرط نتيجه ؟ 2 - آيا مىتوان اين وكالت را به هم زد ؟ 3 - آيا مىتوان با توافق زوجين اين وكالت را به هم زد ، يا اينكه وكالت كما كان باقى است ؟ ج : 1 - بند ( الف ) شرط فعل است نه شرط نتيجه « 1 » چون ذكر شده كه منتقل كند ، نه اينكه مال زوجه باشد . ولى بند ( ب ) شرط نتيجه است . 2 - همانطور كه بيان شد وكالت محقق شده است . و وكالت اگر بلاعزل باشد و در ضمن عقد لازم شرط شده باشد ، قابل عزل نيست . 3 - با توجه به اينكه وكالت مقيد به بلاعزل ، شده است ، اين وكالت مادامىكه

--> ( 1 ) - شرط فعل اين است كه انجام كارى را شرط كنند . مثل اينكه كسى خانهء خود را بفروشد و با خريدار شرط كند كه اگر تا يك سال پس از فروش پول خانه را آوردم ، خانه را به من برگردانى ( كأن يقول ، إن أنا جئتك بالثمن تردّ علىّ داري ) يا اينكه زن در ضمن عقد ازدواج شرط كند كه اگر زوج او را طلاق داد ، مثلا ، نصف اموال خود را بلاعوض به او هديه كند . شرط نتيجه اين است كه چيزى را كه نتيجهء كارى است شرط كنند ، مثل اينكه خريدار به فروشنده بگويد اگر پول را آوردم ، عين مورد معامله مال خودم باشد . ( كأن يقول ، لو جئتك بالثمن يكون العين لي ) يا مثل وكالت در موردى كه زن در ضمن عقد ازدواج بگويد من خودم را به شرط اينكه وكيل در طلاق باشم به زوجيت تو در آوردم .